تبلیغات
پیام آباد - مطالب ابر پسر
Mobile Bookmark Contact
به پیام آباد خوش آمدید ، برای ارسال اس ام اس های خود به سایت ، فقط از طریق بخش ارسال اس ام اس به سایت اقدام نمایید و از سامانه ی پیام کوتاه پیام آباد تنها برای ارسال نظرات ، انتقادات و پیشنهادات استفاده نمایید .


  • تعداد کل اس ام اس ها :
  • تعداد بازدید کل :
  • آخرین به روز رسانی :
  • دخترها و پسرای مجرد
    دخترای مجـــــــــرد

    هفده سالگی : پویا عشق منـه دنیا رو باهاش عوض نمیکنم خیلی گله فقط هم خودش برام مهمه
    بیست سالگی : پویا خیلی خوبه ولی سامان هم بچه باحالیه پرادو داره
    بیست و چهار سالگی : پویا که بره گمشه گدا ، سامان پرادو داره ، کامبیز سانتافه داره ، هومن زانتیا داره
    ... بیست و هشت سالگی : اَه پسر چیه .. پسرا هَمشون دروغگو و نامردن!
    .
    .
    .
    پسرا از اول تا آخر : اوف ساناز عجب تیکه ایه .. مریمم خوشگله .. سمیه هم جیگره!!!


    شنبه 8 بهمن 1390
    چرا واقعا!
    پسر : اولین بارت هست که میخوای بوس بدی ؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    دختر ( با عصبانیت ) : معلومه که اولین بارمه !!!!!
    چرا همیشه پسرها این سوال رو از من میپرسن ؟!


    جمعه 30 دی 1390
    شام
    مامان : پسرمون شام نخورد .. خاک به سرم .. حتمأ معتاد شده ..!
    بابا : نه بابا حتماً بیرون یه چیزی با اون دخترا کوفت کرده ...
    و هیچکس ندانست من هیچوقت كوكو سبزی دوست نداشتم



    یکشنبه 25 دی 1390
    پسر و ساعت منحصر بفرد!
    پسره مرتب به ساعتش نگاه میکنه
    تا اینکه دختره بهش میگه : شما منتظر کسی هستید؟
    پسره میگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه میکنم ،آخه تازه خریدمش ، جدیدترین مدله!
    دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چیه؟
    پسر : آره خب مدرنه ، یکی از امکاناتش اینه که از طریق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار میکنه ، یه جور تله پاتی !
    دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی میگه؟...
    پسر : داره میگه شما چرا لباس زیر ندارین؟
    دختر: بله !!؟؟ من که لباس زیر دارم !!
    پسر : اوه ! ساعت لعنتی !! فکر کنم یک ساعت جلو رفته !!!



    یکشنبه 25 دی 1390
    مداد
    زن غضنفر پشت تلفن به غضنفر:.....بچه مدادشو قورت داده.......
    غضنفر با اضطراب :دارم میام...
    زنش:..تا اون موقع چیکار کنم؟..
    ..غضنفر:......با خودکار بنویس........


    دوشنبه 12 دی 1390
    دوست پسر حرفه ای!
    دوست پسر حرفه ای :
    دختر : عزیزم من کیف پولم رو توی خونه جا گذاشتم ، الان هم 50 هزار تومن نیاز دارم ، فوریه بهم قرض میدی ؟
    پسر : بیا این 3 هزار تومن رو بگیر برو خونه و کیفت رو بیار !!


    شنبه 10 دی 1390
    عشق دانشجوی مهندسی به همکلاسی
    یک دانشجوی مهندسی عاشق دختر همکلاسیش میشه.
    بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و از دختره خواستگاری میکنه.
    اما دختر خانوم عصبانی میشه و درخواست پسر رو رد میکنه. بعدش پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه.
    روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت "اگر منو بخشیدی بیا و باه...ام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
    ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
    چهار سال گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
    نتیجه اخلاقی:پسرهای مهندسی هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند...!!!



    جمعه 11 آذر 1390


    تحلیل آمار سایت و وبلاگ