تبلیغات
پیام آباد - پیرمرد و پیرزن عاشق
Mobile Bookmark Contact
به پیام آباد خوش آمدید ، برای ارسال اس ام اس های خود به سایت ، فقط از طریق بخش ارسال اس ام اس به سایت اقدام نمایید و از سامانه ی پیام کوتاه پیام آباد تنها برای ارسال نظرات ، انتقادات و پیشنهادات استفاده نمایید .


  • تعداد کل اس ام اس ها :
  • تعداد بازدید کل :
  • آخرین به روز رسانی :
  • پیرمرد و پیرزن عاشق
    در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.
    آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
    بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
    نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .
    پیرمرد برای سفا...رش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
    یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
    پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
    سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
    پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
    پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه
    چیز شریک باشیم .
    مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.
    بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
    همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید.
    - چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟
    پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا !



    شنبه 1 مهر 1396 07:38 ب.ظ
    Appreciation to my father who stated to me on the topic of this website,
    this blog is really remarkable.
    شنبه 18 شهریور 1396 03:48 ق.ظ
    Wonderful post however I was wanting to know if you could write a
    litte more on this topic? I'd be very grateful
    if you could elaborate a little bit further. Appreciate it!
    سه شنبه 24 مرداد 1396 11:05 ق.ظ
    Right away I am going to do my breakfast, afterward
    having my breakfast coming over again to read further news.
    یکشنبه 15 مرداد 1396 04:58 ب.ظ
    Hello there, I discovered your web site by way of Google while searching for a similar topic, your web site
    came up, it seems to be good. I have bookmarked it in my google bookmarks.


    Hi there, simply changed into alert to your blog thru Google, and located that
    it is truly informative. I'm going to watch out for brussels.
    I will appreciate if you proceed this in future. Lots of people can be benefited from your writing.

    Cheers!
    یکشنبه 15 مرداد 1396 02:38 ب.ظ
    What's up it's me, I am also visiting this web site daily, this web site is truly good and the users are truly sharing good
    thoughts.
    شنبه 7 مرداد 1396 12:40 ق.ظ
    I just couldn't leave your web site before suggesting that I actually loved the standard information a person provide for your guests?
    Is going to be back regularly in order to
    check out new posts
    چهارشنبه 4 مرداد 1396 07:49 ب.ظ
    excellent submit, very informative. I'm wondering why the opposite experts of this sector do not realize this.
    You must continue your writing. I am sure, you've a huge
    readers' base already!
    پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:55 ب.ظ
    Thanks for every other magnificent post.
    Where else may just anybody get that type of information in such a perfect approach of writing?

    I've a presentation subsequent week, and I'm on the search for
    such info.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    پنجشنبه 24 شهریور 1390


    تحلیل آمار سایت و وبلاگ